درود بر تو





نظر یادت نره ها







با سپاس

لباس عجیب زنان فوتبالیست ایران برای لغو محرومیت فیفا+عکس

وقتی زمین را از روی مریخ نگاه کنیم

http://img3.tinypic.info/files/nj77styab6g3g0c635ze.jpg

  

 

 

این تصویر جدیدی نیست و در واقع در هشتم مارس سال ۲۰۰۴ گرفته شده است. اما به احتمال زیاد تا به حال آن را ندیده اید، چرا که به نظر می رسد همین چند روز پیش توسط ناسا منتشر شده است. این نخستین عکس از کره زمین است که از روی سیاره ای دورتر از ماه گرفته شده. این عکس را مریخ نورد اسپیریت یک ساعت قبل از طلوع خورشید از روی سطح مریخ گرفته. تا پیشرفت هایمان به ما نشان بدهد که چقدر کوچک هستیم. ‏

 



آن نقطه ی کم رنگ در وسط تصویر ما هستیم. همه ما! ‏

 

زن زشت وجود نداره.......مگر اینکه فقیر باشه

زن زشت وجود نداره.......مگر اینکه فقیر باشه

 

 

تصویر زیر مربوط به یک مسابقه است که در ژوئن 2008 بر گزار شده. این رقابت بین 9 زن برای انتخاب بهترین آرایش بود.

 

هر نوع وسایل آرایشی ممکن 12 ساعت قبل از شروع مسابقه در اختیارشون گذاشته شده بود.
با توجه به عکس ها که پیش از مسابقه و بعد از آن گرفته شده می توان گفت که همه خانومها خوشگل هستند مگر اینکه پول کافی برای آرایش نداشته باشند.

 


عکس در ادامه مطلب


ادامه نوشته

همه چیز درباره توپولوف





قبل و بعد از ازدواج

تجارت (داستان کوتاه و خواندنی)

يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود. در همان موقع يك
قايق كوچك ماهيگيري رد شد كه داخلش چند تا ماهي بود.

از ماهيگير پرسيد: چقدر طول كشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟
ماهيگير: مدت خيلي كمي.
تاجر: پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟
ماهيگير: چون همين تعداد براي سير كردن خانواده ام كافي است.
تاجر: اما بقيه وقتت را چي كار مي كني؟

ماهيگير: تا ديروقت مي خوابم، يك كم ماهيگيري مي كنم، با بچه ها بازي مي
كنم بعد مي رم توي دهكده و با دوستانم شروع مي كنيم به گيتار زدن. خلاصه
مشغوليم به اين نوع زندگي.
تاجر: من تو هاروارد تجارت خوندم، پس مي تونم كمكت كنم. تو بايد بيشتر
ماهيگيري كني. آن وقت مي توني با پولش قايق بزرگتري بخري و بعد چند تا
قايق ديگر اضافه كني، آنوقت يك عالمه قايق براي ماهيگيري داري.

ماهيگير: خوب، بعدش چي؟
تاجر: به جاي اينكه ماهي ها رو به واسطه بفروشي اونارو مستقيماً به مشتري
ها مي دي و براي خودت كار و باردرست وحسابي دست و پا مي كني... بعدش
كارخونه راه ميندازي و به توليداتش نظارت مي كني...
اين دهكده كوچيك رو هم ترك مي كني و مي ري مكزيكوسيتي! بعد از اون هم لس
آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاست كه دست به كارهاي مهم تري مي
زني...

ماهيگير: اين كار چقدر طول مي كشه؟
تاجر: پانزده تا بيست سال!
ماهيگير: اما بعدش چي آقا؟
تاجر: بهترين قسمت همينه.
در يك موقعيت مناسب كه گيرت اومد مي ري و سهام شركتت رو به قيمت خيلي
بالا مي فروشي . با اين كار ميليون ها دلار گيرت مي ياد.

ماهيگير: ميليون ها دلار! خوب، بعدش چي؟

تاجر: اونوقت بازنشسته مي شي! مي ري توي يك دهكده ساحلي كوچيك! جايي كه
مي توني تا ديروقت بخوابي! يه كم ماهيگيري كني! با بچه هات بازي كني! بري
دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني!

عکس +18

به ادامه مطلب برید
ادامه نوشته

خانم هلو

http://img3.tinypic.info/files/ywqz1o7ujgwqqjb76k1x.jpg

 

زن و شوهر جوانی که بچه دار نمی شدند برای یافتن چاره به یکی از بهترین پزشکان متخصص مراجعه کردند.  

 

پس از معاینات و آزمایش های مربوطه، پزشک نظر داد که متاسفانه مشکل از مرد میباشد و تنها راه حل ممکن، بهره برداری از خدمات «پدر جایگزین» است.  

 

زن: منظورتان از پدر جایگزین چیست؟  

 

پزشک: مردی که با دقت انتخاب می شود تا نقش شوهر را اجرا و به بارداری خانم کمک کند.  

 

زن تردید نشان داد لکن شوهرش بچه می خواست و او را راضی کرد تا راه حل را بعنوان تجویز پزشک بپذیرد.  

 

چند روز بعد جوانی را یافتند تا زمانیکه شوهر در خانه نباشد برای انجام وظیفه مراجعه کند.   

روز موعود فرا رسید، لکن همسایه نیز عکاسی را برای گرفتن عکس از نوزاد خود خبر کرده و منتظر او بودند.  

از بد حادثه عکاس آدرس را اشتباهی رفته و به خانه زوج جوان رسید و در زد. زن در را باز کرد.  

 

-          سلام، برای موضوع بچه آمدم.  

-          سلام، بفرمائید. مشروب میل دارید؟  

-         نه، متشکرم. الکل با کار من سازگاری نداره. علاوه بر اون میخوام هرچه زودتر شروع کنم.  

-         باشه! بریم اتاق خواب؟  

-         حرفی نیست، هرچند که سالن مناسب تر است؛ دو تا روی فرش، دوتا رو مبل و یکی هم تو حیاط.  

-         چند تا؟  

-         حداقل پنج تا. البته اگر بیشتر خواستید حرفی نیست.    

عکاس در حالیکه آلبومی را از کیف خود بیرون می آورد، ادامه داد:  

-         مایلم نمونه کارم را نشونتون بدم. روشی را بکار می برم که مشتریام خیلی دوست دارن.. مثلاً ببینید این بچه چقدر زیباست. اینکار رو تو یک پارک کردم.. وسط روز بود و مردم جمع شدن تماشا کنن. اون خانم خیلی پر توقع بود و مرتباً بهانه می گرفت. در نهایت مجبور شدم از دو تا از دوستام کمک بگیرم. علاوه بر اون یه بچه گربه هم اونجا بود و دم و دستگاه رو گاز می گرفت.  

زن بیچاره حیرت زده به سخنان گوش می کرد.  

-         حالا این دوقلوها را نگاه کنین. اینبار خودی نشان دادم. مامانه همکاری تاپی کرد وظرف پنچ دقیقه کارمون رو تموم کردیم. رسیدم و با دو تا تق تق همه چیز روبراه شد و این دوقلوهائی که می بینید.  

حیرت زن به نوعی سرگیجه تبدیل شده بود و عکاس اینگونه ادامه می داد: 

-          در مورد این بچه کار سخت تر بود. مامانش عصبی شده بود. بهش گفتم شما آروم باشید تا من کار خودمو بکنم. روشو برگردوند و همه چی بخوبی و خوشی پایان یافت.  

چیزی نمونده بود که زن بیچاره از حال برود. طرف آلبوم را جمع کرده و گفت:  

-         شروع کنیم؟  

-         هر وقت شما بگین!  

-         عالیه! میرم سه پایه رو بیارم.  

-         سه پایه؟ برای چی؟  

-         آخه وسیله کار خیلی بزرگه. نمی تونم تو دست بگیرمش و بایستی بذارمش رو سه پایه و ... خانم.... خانووووووم.... کجا میری؟ چرا فرار میکنی؟ پس بچه چی شد؟

 
 

سنگ های اسرارآمیز صحرای نوادا

سنگ های دره مرگ در ایالات متحده آمریکا خودبخود و بدون دخالت عامل انسانی یا غیر انسانی به طور مرموزی حرکت می کنند

 

 

  حرکت عجیب و اسرار آمیز سنگ ها در دره مرگ !

 

برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید


بسیار عجیب به نظر می رسد که سنگی که از یک انسان سنگین تر است، خود به خود حرکت کند. این قضیه به مساله ای بغرنج برای دانشمندان در دهه های اخیر بدل شده است. سنگ های "دره مرگ" (صحرایی خشک در جنوب شرقی کالیفرنیا و جنوب غربی نوادا) در صحرایی خشک که منزل گاه هیچ انسانی نیست حرکت می کنند. زمین این منطقه در تابستان پوشیده از شن و ماسه ی خشک و ترک خورده و در زمستان پوشیده از یخ است. سنگ های بزرگ بر روی زمین هموار صحرا حرکت می کنند و پشت سر ردی بر خاک به جا می گذارند. زمین شناسان بسیاری از این منطقه و اطراف آن بازدید کرده اند. عده ای بر این عقیده هستند که سنگ ها تکه های کوچک یخ بر خود دارند و با کمک باد بر زمین خیس و گلی سر می خورند، اما این نظریه در تابستان که دمای هوا بسیار بالاست نمی تواند درست باشد. درضمن این سنگ ها بر روی زمین لیز نمی خورند، چون پشت خود ردی کنده شده بر روی زمین به جا می گذارند. حرکت مارپیچ و جهت دار سنگ ها بر روی زمین پدیده ای شگفت انگیز و دیدنی خلق می کند. بعضی از آنها در بین راه تغییر جهت می دهند، برخی حرکت موجی دارند، برخی دیگر حرکت منحنی و تخم مرغی دارند و هنگامی که این حرکت خط های موازی می آفریند، عقل و علم را به مبارزه می طلبد! هیچ کس تا به حال آن ها را در حال حرکت ندیده و سرعت این حرکت را نمی دان
ادامه نوشته

تفاوت زنهای امروز و دیروز

صبح ساعت 5
قدیم:
به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.  

صبح ساعت 6
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است 

صبح ساعت 7

قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است. 

 صبح ساعت 11
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و در با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است 

  ظهر ساعت 12
قدیم:
مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند  

 

 

 

 گروه اینترنتی منصور قیامت

http://uploadr.ir/images/8znwh05idlmvqg4gdj6b.jpg

  

ظهر ساعت 13
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است. 

ظهر ساعت 14
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV می‌باشد.  

  ظهر ساعت 15
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.  

  عصر ساعت 16
قدیم:
مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد. 

  عصر ساعت 17
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.  

  عصر ساعت 18
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.  

  شب ساعت 19
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.  

  شب ساعت 20
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.  

  شب ساعت 21
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.  

  شب ساعت 22
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.  

  شب ساعت 23 و 24
قدیم: ...
جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.