معمای عجیب: خواندن ذهن شما

یکی از جالبترین فلش های دنیای اینترنت که در این فلش شما باید عددی را در حافظه خود در نظر بگیرید و این هوش اینترنتی ذهن شما را میخواند و باعث شگفتی شما میشود


 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

 

این فلش خیلی قدیمی هست اما با این وجود خیلی از کاربران اینترنت هنوز ندیدنش

 بنابراین برای اعضای گروه ارسال میکنم. به همراه فاش کردن راز این موضوع. اما برای اینکه جذابیتش کم نشه، رازش رو در ایمیل های بعدی براتون میفرستم

 
برای دیدن این فلش روی یکی از لینک های زیر کلیک کنید



http://www.game.parsafun.com/game/hush.swf

http://www.mehrlog.com/images/brain.swf

پلیس: شوهر معتادم مرا در قبال دریافت مبلغی بسیار ناچیز به چهار جوان فروخته بود که پلیس به دادم رسید.


 

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

 

 لطفا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

منوي غذاي ني ني ها

۱۸+

 لطفا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

ما که تعطیلات رو به فاک رفتیم


3553765-b.jpg

ما که تعطیلات رو به فاک رفتیم . . . . . . . . . شهرستان فاک در استان بوشهر اوج ظرافت در نگارش معادل انگلیسی
12.gif13.gif12.gif

تصویر: خانم ها اصلا پرتوقع نیستند ….!

 

لطفا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

 

امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

تفاوت دختران و پسران در استفاده از عابر بانک

پسرها 
با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک 
کارت رو داخل دستگاه میذارن 
کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن 
پول و کارت رو میگیرن و میرن
 



دخترها  
40.gif
با ماشین میرن دم بانک 
در آینه آرایششون رو چک میکنن 
به خودشون عطر میزنن 
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن 
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن 
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن 
بلاخره ماشین رو پارک میکنن 
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن 
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه 
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون 
دنبال کارت عابربانکشون میگردن 
کارت رو وارد دستگاه میکنن 
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن 
کد رمز رو وارد میکنن 
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن 
کنسل میکنن 
دوباره کد رمز رو میزنن 
کنسل میکنن 
دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه 
مبلغ درخواستی رو میزنن 
دستگاه ارور (خطا) میده 
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن 
دستگاه ارور (خطا) میده 
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن 
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن 
پول رو میگیرن 
برمیگردن به ماشین 
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن 
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن 
استارت میزنن 
پنجاه متر میرن جلو 
ماشین رو نگه میدارن 
دوباره برمیگردن جلوی بانک 
از ماشین پیاده میشن 
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم 
سوار ماشین میشن 
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده 
آرایششون رو توی آینه چک میکنن 
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن 
مندازن توی خیابون اشتباه 
برمیگردن 
میندازن توی خیابون درست 
پنج کیلومتر میرن جلو 
ترمز دستی رو آزاد میکنن.